هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
404
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
جناب فضايل مآب عمدة العلماء العظام حاجى آقا على سيف العلماء - سلمه اللّه تعالى - ابتياع نموده ، و رضا قلى خان ، محض « عناد » و « لجاج » از متصرف شدن مشار اليه به ملك خود مانع است و حاصل امساله را هم كه متعلق به سليم خان بوده است ، رضا قلى خان به خلاف حساب ضبط نموده و نداده ؛ لهذا به اصدار اين ملفوفه « 1 » منوّر مطاع مبارك امر و مقرر مىفرماييم كه : به مراقب مزبوره رسيدگى نموده ، در صورتى كه رضا قلى خان در اين ممانعت بى حق است و مانع ديگر هم نيست ، بدون سئوال و جواب مىبايد آن مقرب الخاقان يك دانگ [ و ] نيم مزبور را با حاصل امسالهء آنجا ، از مشار اليه گرفته ، به مقرب الخاقان سليم خان واگذار كند ؛ و الا در بناب « 2 » طرفين را حاضر نموده ، در حضور جناب سيف العلماء - سلمه اللّه تعالى - طى اين عمل را شرعا نموده ، مراتب را به عرض برساند ، و در عهده شناسد . شهر صفر المظفر 1300 [ ه . ق . ] . » بعد از زيارت كردن رقم مبارك ، ديدم امر و مقرر شده است كه رسيدگى بكنم ، اگر مانعى ندارد ، ملك و محصول را بگيرم [ و ] به تصرف سليم خان بدهم و از آنطرف هم رضا قلى خان ياور ، اسناد معتبر ، به مهر جناب مستطاب شريعتمدار حاجى ميرزا جواد آقاى مجتهد و حاجى ميرزا شفيع آقا و ساير علماء تبريز در دست دارد ، بر حقانيت خودش . سليم خان به من گفت : « 100 تومان با يك اسب بسيار خوب به شما مىدهم ، كه بدون سئوال و جواب ، ملك و محصول را بگيرى [ و ] به تصرف من بدهى . » بنده به سليم خان گفتم : « در رقم مبارك امر و مقرر شده كه اگر مانعى ندارد ملك و محصول را به تصرف شما بدهم . رضا قلى خان در مقابل حرف حساب دارد . وانگهى ، جميع اين نقار « 3 » و نزاعى كه شما با نوروز خان داريد ، و چندروز قبل شما جار و جمعيّت كشيدى ، به روى همين قراچال را ضبط كنى و نوروز خان از آنطرف شنيد ، جمعيت جمعآورى كرد ، خواست
--> ( 1 ) . دستور پادشاه كه قطع آن كوچكتر از فرمان باشد و به مهر كوچك پادشاه ممهور شده و مقيد بر ثبت در دفاتر نباشد . ( 2 ) . بناب ( Bonab ) شهرى بسيار كوچك در آذربايجان شرقى و مركز شهرستانى به همين نام ، كه كباب معروفى دارد ، هرچند كيفيت و مرغوبى آن به « كباب بروجردى » نمىرسد . اين شهر در آبانماه 1385 ه . ش . 937 ، 19 خانوار و 610 ، 76 نفر جمعيت داشته است . ( 3 ) . نقار ( neqar ) ، ستيزه ، جدال .